عنوان مقاله:
نقش معلم وآموزشیار در اصلاح الگوی مصرف
چکیده
اصلاح الگوي مصرف به معني نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع بمنظور ارتقاي شاخصهاي زندگي، کاهش هزينهها و گسترش عدالت اجتماعي مي باشد. صرفه جويي و اعتدال در مصرف، رکن اقتصاد سالم بوده و نقش مؤثري در پيشگيري از پيآمدهاي شوم ناشي از فقر دارد. دين اسلام نيز بر مبناي اعتدال با افراط و تفريط مخالف و براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر، الگوي صحيح مصرف را ارائه و علاوه بر مخالفت با اسراف با پديده ناشايست تجمل گرايي نيز به عنوان بيماري اقتصادي مقابله كرده است. با گسترش مدرنيسم در ايران تقاضاهاي متنوع و روبه فزوني براي مصرف کالاها، فرهنگ مصرف زدگي و زمينه هاي اسراف و تجمل گرايي را پديد آورد که با توجه به عمق اثرات منفي آن، ضرورت مقابله با آن را از اهميت ويژه اي برخوردار ساخته است
جامعه بزرگ فرهنگیان و دانش آموزان نقش مهمی در ترویج فرهنگ، عادات، رفتار و نگرش ها در سطح ملی دارند، از نظر عقلانی چنانچه فردی از اوایل دوران تحصیل، به درستی آموزش داده شود، نسل آتی نیز پیشرفتهای خوبی خواهند داشت و به تبع آن، نسل بعد از آنها نیز همینگونه خواهد شد. بنابر این یکی از ارکان موثر و مهم در اصلاح الگوی مصرف و ترویج عمومی آن، همین مدارس با هدایت و برنامه ریزی مدیران، معلمان، مربیان وآموزشیاران و کلیه فرهنگیان کشور هستند. معلمان به عنوان تاثیر گذارترین افراد در کنار والدین، می توانند نقش تعیین کننده ای در ایجاد نگرش و رفتارهای درست مصرف دانش آموزان داشته باشند و فرهنگیان با آوردن مثالها و مصادیقی از اسراف در جامعه، ذکر آیات، احادیث و روایات، عمل و رفتار معصومین( ع) و غیره در کلاس های درس و الگو بودن خود در این زمینه در واقع به نقش سرمایه گذار بودن آموزش و پرورش در یک دوره زمانی طولانی، بها داده و منشاء خیر در جامعه باشند. . در اين مقاله ضمن معرفي تبعات منفي اسراف در زندگي اجتماعي و اقتصاد به زمينه هاي اصلاح الگوي مصرف، راهکارهاي اجرايي آن و نقش آموزش وپرورش ومعلم وآموزشیار در اصلاح الگوی مصرف پرداخته شده است.
واژه گان : اصلاح الگوی مصرف، آموزش وپرورش، نقش معلم،آموزشیار،
مقدمه
تاریخ بشری در ملل گوناگون دارای نقاط درخشنده و برجسته ای است که مبنای ایجاد آن عموما یک حرکت جمعی براساس رهنمود یک حکیم دانشمند، سیاستمدار تیزهوش و یا حاکم خردمند بوده است، موضوع الگوی مصرف می تواند یکی از این نوع تصمیمات در هر ملتی باشد.
تصمیماتی که برای جهش در مسیر رشد عمومی کشور حیاتی است و ضرورتا باید از نگاه جزئی و یا گروهی بدان به شدت پرهیز کرد.
مسئله استفاده بهینه از منابع یکی از اساسی ترین ستونهای اقتصادی و فرهنگی جامعه ایده آل اسلامی است. البته این مهم از یک نگاه جامع و عمیق به مولفه های اساسی این دین الهی حاصل خواهدشد و لذا اصلاح الگوی مصرف یک گام بلند در جهت اسلامی ترشدن جامعه و دستیابی به جامعه ای واجد حد بالایی از رفاه، رضایت عمومی، پیشرفت و عدالت می باشد.
سال 1388 به ياري خدا وند متعال ازسوي رهبر انديشمندمان حضرت آيت الله خامنهاي بعنوان اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد و همه مسئولان كشورما ن راموظف كرد با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي موجود دركشورمان، كارهاي نو و ابتكاري و راههاي ميان بررابراي تحقق اين راه با انجام حركت هاي اصولي،كاربردي و گسترش فرهنگ مطلوب نحوه درست مصرف كردن را در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم جامعه و براي رشد و شكوفايي هر چه بيشتر كشورمان در بخشهاي مختلف بكارگيرند.
نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال اصلاح الگوي مصرف شايد در ظاهر بعضي ها بعنوان كليشه شدن نامگذاري سالها به نظر برسد ولي نكته مهم اين است كه همين عناوين نشان از اهميتي دارد كه عمل كردن به آنها مي تواند عاملي مهمي درترقي و شكوفايي هر چه بيشتر كشورمان گردد.
تعيين نام اصلاح الگوي مصرف براي سال جديد، توأم با تعيين شفاف دو هدف راهبردي نظام در دهه چهارم؛ يعني ميل به پيشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روشها و الگوهاي برنامهريزي، مديريت و نظام اجرايي است.
اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشههاي مصرفگرايي از جمله اين ابعاد هستند.
پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.
در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
نامگذاري مقام معظم رهبري امسال را به عنوان اصلاح الگوي مصرف بحث تازه اي دركشورمان نيست چراكه با كمي بررسي متوجه خواهيم شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه نزديك دودهه مقام معظم رهبري است كه بارها در بين مسئولان، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.
اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.
مفهوم اصلاح الگوي مصرف
با توجه به شكل پذيري رفتار فردي و اجتماعي مردم از دين و تاثيرملموس و انكار ناپذير آموزههاي ديني بر كم و كيف مصرف بررسي و كاويدن آن از اين نگاه نيز داراي اهميت فراوان است.پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن.
اصلاح الگوي مصرف نيزعبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي مردم و كاهش هزينهها شده و از اين منظر زمينهاي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخشهايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست. حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنميگردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است.
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي ظرفيتها و امكانات بيپايان كشوري است كه ميخواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونهاي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي كند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايهها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و بهكارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و بهرهمندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهرهگيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخشهاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كاملترين روش در بخشهاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
اصلاح، تغييری جهتگيری شده يا كاهشی غيرهدفمند
بیگمان كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستين برداشتی است كه از شعار اصلاح الگوی مصرف به ذهن متبادر میشود. اين در حالی است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر گرفتن جهتگيری كلان جريان اصلاح، میتواند موجب آسيبرسانی به اين تلاش اصلاحی شود. برای نمونه چنانچه الگوی مصرف بسياری از مواد غذايی تعيين كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهای علمی پذيرفته شدهی جهانی آنها مقايسه شود، میتواند زمينهی شناسايی علل شيوع بسياری از بيماریهايی شود كه صرف نظر از همهی پيامدهايش، هزينهی مادی گزافی بر اقتصاد جامعه تحميل میكند؛ سرانهی پايين مصرف لبنيات و نقش آن در بيماریهای دهان و دندان يا پوكی استخوان و مصرف پايين استفاده از گوشت سفيد و تأثير آن در افزايش بيماریهايی چون فشار خون و مشكلات قلبی و عروقی در كشور، مثالهای روشنی در اين زمينه هستند. روشن است كه تفسير سطحی واژهی "اصلاح" به صِرف "كاهش"، در چنين مواردی اتفاقاً آثار مخرب بيشتری در پی خواهد داشت، در حالی كه اصلاح به معنای تغيير هدفمند، میتواند به معنای افزايش مصرف در زمينههايی باشد كه در نهايت دستيابی به اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد.
الگوی توليد و الگوی مصرف؛ تأثير يا تأثر
بهسختی میتوان نوع و ميزان تعامل ميان قالبهای نسبتاً پايدار هريك از بخشهای توليد و مصرف را بر يكديگر معلوم نمود. اگر توليد و عرضهی محصول به جامعه، پاسخی به خواست پيدا و پنهان مصرفكنندگان باشد، الگوی توليد را نيز تحت تأثير الگوی مصرف خواهيم دانست. در عين حال نمیتوان از نظر دور داشت كه الگوی عرضه شده از جانب توليدكننده، نقش غيرقابل انكاری در شكلگيری نوع و حجم مطالبات جامعهی مصرفكنندگان داشته و میتواند هوشمندانه آن را در جهت منافع اقتصادی(يا غيراقتصادی) خود برانگيزد. جريان مد و اثرگذاری بر سليقه و ذائقهی مصرفكننده اساساً در همين راستا شكل میگيرد و مصرفكننده بهسوی استفاده و مصرف شكل، نوع و حجمی از كالا سوق میيابد كه برنامهريزان نظام توليد آن را پيشبينی كرده، در آن جهت گام برداشتهاند؛ برنامهريزیای كه معمولاً به مدد شيوههای تبليغ آشكار و پنهان، به توفيقات جدی دست میيابد. بنابراين تلاش برای اصلاح الگوی مصرف، بايستی با توجه به اين تعامل دوسويه صورت گيرد.
اركان نظام تربيت
تربيت امری است كه بهگونهای تدريجی و غالباً ناخودآگاه شكل میگيرد و شكلگيری آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينههای متعدد و متنوعی است. نقش خانواده، سازمانهای رسمی آموزشی و تربيتی، رسانههای جمعی و دستگاههای تبليغاتی در تحقق يك الگوی نسبتاً پايدار تربيتی، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگويی آنها در قبال شرايط فرهنگی موجود، اجتنابناپذير است. لازم است هريك از اين مجموعهها- بیآنكه با فرافكنی، قصد شانه خالی كردن از زير بار مسؤوليت خود را داشته باشند- به ارزيابی نقش مثبت يا منفی خود در اين شرايط بپردازند و نيز سهم خود را در مسؤوليت اصلاح الگوی تربيتی و فرهنگی كلان موجود و بهطور خاص الگوی فعلی مصرف بازشناسند.
نقش فرهنگیان و آموزش و پرورش در ترویج فرهنگ مصرف درست در جامعه
جامعه بزرگ فرهنگیان و دانش آموزان نقش مهمی در ترویج فرهنگ، عادات، رفتار و نگرش ها در سطح ملی دارند، از نظر عقلانی چنانچه فردی از اوایل دوران تحصیل،به درستی آموزش داده شود، نسل آتی نیز پیشرفتهای خوبی خواهند داشت و به تبع آن، نسل بعد از آنها نیز همین گونه خواهد شد. بنابر این یکی از ارکان موثر و مهم در اصلاح الگوی مصرف و ترویج عمومی آن، همین مدارس با هدایت و برنامه ریزی مدیران، معلمان،مربیان و کلیه فرهنگیان کشور هستند. معلمان به عنوان تاثیر گذارترین افراد در کنار والدین، می توانند نقش تعیین کننده ای در ایجاد نگرش و رفتارهای درست مصرف دانش آموزان داشته باشند و فرهنگیان با آوردن مثالها و مصادیقی از اسراف در جامعه، ذکر آیات، احادیث و روایات،عمل و رفتار معصومین(ع) و غیره در کلاس های درس و الگو بودن خود در این زمینه در واقع به نقش سرمایه گذار بودن آموزش و پرورش در یک دوره زمانی طولانی، بها داده و منشاء خیر در جامعه باشند.
اقدامات مدارس وآموزشیاران در اصلاح الگوی مصرف
1- برگزاری سخنرانی هایی برای دانش آموزان در مدرسه وزنان ومردان در نهضت سواد آموزی و یا خارج از آن و دعوت از افراد مسلط به موضوع اعم از جامعه شناسان، مهندسین، روحانیون و آوردن مصادیق قابل فهم در مورد اسراف و صرفه جویی.
2- الگو بودن کارکنان مدرسه در صرفه جویی و پرهیز از اسراف مانند اقدامات ساده ای چون: بازنبودن پنجره ها هنگام روشن بودن بخاری یا کولر،رسیدگی به وضع شیرهای آب، استفاده از لامپ های کم مصرف در کل مدرسه، خاموش کردن لامپ های اضافی در مواقع غیر ضروری و...
3- برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت کوتاه مدت برای معلمان در مورد راههای اصلاح الگوی مصرف جهت آموزش به دانش آموزان در مدرسه و نهضت سواد آموزی.
4- بررسی راههای موثر و پیشنهادات معلمان در ترویج فرهنگ صحیح مصرف و انتقال آن به دانش آموزان
5- ترغیب دانش آموزان به ذکر آموخته های مدرسه و عمل بدان در خانواده و ایفای نقشی همانند "همیار پلیس" در هنگام رانندگی والدین در منازل، مانند پیش قدم شدن برای خاموش کردن لامپهای اضافی، کم کردن بخاری، خاموش کردن تلویزیون و وسایل برقی در اوقات غیر ضروری و غیره.
6- برگزاری مسابقات مختلف انشاء و مقاله نویسی دانش آموزان، برنامه های هنری و ادبی در موضوع صرفه جویی و عدم اسراف
7- تهیه تراکت و بوروشورهایی برای دانش آموزان و خانوده های آنان حاوی اطلاعاتی در مورد میزان اسراف در جامعه یا مذمت آن و نیز ارائه راهکارهای عملی مصرف درست و القاء این نظر که "صرفه جویی مصرف نکردن نیست، بلکه درست مصرف کردن است"
8- برگزاری مسابقات و مراسم هنری اعم از سرود و نمایش و غیره مرتبط با موضوع در سطح مدرسه، شهر و استان
9- اختصاص ساعاتی از درس انشاء به موضوع اسراف، در کلیه دوره های تحصیلی
10- تشویق فرهنگیان به افتتاح وبلاگ هایی در رابطه الگوی مصرف درست و دوری از اسراف و انتخاب برترین وبلاگها و تقدیر از آنان.
اصلاح الگوي مصرف در مدارس وکلاسهای نهضت سواد آموزی
از آنجا كه ميان فرهنگسازي در اصلاح الگوي مصرف، امري حياتي و ضروري به نظر ميرسد، برخي كارشناسان معتقدند، الگوي مصرف را بايد از كل به جزء اصلاح كنيم. يعني ابتدا بايد زيرساختها را فراهم كنيم، به آموزشهاي لازم و تبليغات صحيح بپردازيم.
با توجه به اين كه وزارت آموزش و پرورش نقش بسزايي در نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف دارد، اجراي دقيق و همهجانبه اين شعار در اين وزارتخانه منجر به بهينهسازي و بهينهگرايي در سطوح خرد و كلان جامعه براي اقشار مختلف ميشود.
اين سازمان دولتي بستر مناسبي براي پرورش نسل نوانديش و آشنا كردن آنها با محدوديتهاي موجود اعم از محدوديتهاي زماني، منابع موجود و... و همچنين تغيير رويه از كميتگرايي به سوي كيفيتگرايي است.
اصلاح الگوي مصرف در گام اول به اصلاح رفتار نياز دارد و اصلاح رفتار نيز نيازمند تغيير وسيع برنامهها و استراتژي هاست. اين وزارتخانه به منظور نهادينه كردن اين فرهنگ بايد نسلي را تربيت كند كه محدوديتهاي موجود زمان خويش را بشناسد.
گفتني است براي تداومبخشي به اين اصل بايد از افراط خودداري كرد تا كارايي و اثربخشي لازم را در تمام جهات موردنظر بوضوح ببينيم و زمينه انگيزش را براي جامعه آماري بزرگي كه درگير آن است (از نظر پرسنل و دانشآموختگان و خانواده ايشان) فراهم آوريم.
راهكارهاي عملي براي تحقق اصلاح الگوي مصرف درآموزش وپرورش:
1- ثبتنام اينترنتي دانشآموختگان كه در اين صورت از اتلاف وقت افراد بيشماري جلوگيري به عمل ميآيد.
2- حذف كاغذبازي مرسوم در آموزش و پرورش به كمك ابزارهاي الكترونيكي موجود.
لذا مزاياي اين كار و ميزان صرفهجويي حاصل از اجراي اين كار در موارد زير خلاصه ميشود:
- صرفهجويي مبلغي ميلياردي در سطح كشور و جلوگيري از واردات بيش از اندازه كاغذ به كشور .
- صرفهجويي در نيروي انساني، چرا كه با اجراي اين طرح تنها نياز به كاربري است كه اين بخشنامهها را در اينترنت يا شبكه قرار دهد و ديگر نيازي به قسمتهايي چون بايگاني و دبيرخانه و نامهرسان در ادارات نيست، چون خود همان رايانه براحتي در نقش هر كدام از افراد بالا ايفاي نقش ميكند.
- جلوگيري از سفرهاي زائد درونشهري توسط مديران مدارس يا نامهرسانها به ادارات يا مدارس براي آوردن بخشنامههاي كاغذي و به تبع اين كم شدن سفرهاي زائد، آلودگي هواي شهرها نيز كاهش مييابد.
- صرفهجويي در وقت كه هميشه طلايي ناب و باارزش بوده و هست، چرا كه ديگر نيازي به ثبت اين نامهها در دفاتر مختلف براي بايگاني نيست، دسترسي به آنها به تبع استفاده از رايانه در هر زمان و مكان بسيار راحت بوده و اطلاعرساني به اين شيوه در كسري از ثانيه انجام ميگيرد.
- استفاده از تختههاي سفيد به جاي تختههاي سبز براي جلوگيري از مصرف بيرويه قلمهاي گچي .
3- با تعريف و اجراي برنامهها و استراتژيهاي كارآمد، استفاده چند باره از كتابهاي درسي چاپ شده را متداول كنيم كه با اين تدابير، بسياري از هزينهها كاهش پيدا كرده و از اتلاف اعتبارات كلان جلوگيري ميشود.
4- آموزش به دانشآموختگان در زمينه مصرف مواد غذايي (شير و نان) كه با صرف هزينههاي بالا اعم از هزينه توليد، توزيع و... در دسترسشان قرار ميگيرد كه به اين وسيله از هدر رفتن منابع غذايي به طور چشمگيري جلوگيري ميشود
5- تقدیر از مدیران و معلمانی (آموزشیار)که اقدامات موثری در این مورد داشته اند.
6- اختصاص دقایقی از کلاس توسط معلم(آموزشیار) برای ذکر مذمت اسراف در جامعه اسلامی
7- گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
8-براي رسيدن به بالاترين شاخص اصلاح مصرف، ضرورت ارتقاي سطح بينش و آگاهي زنان و مردان اتخاذ تدابير و راهكارهاي جلوگيري از اسراف احساس ميشود.
نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي
-1 تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد.
در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:
(اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. ))
در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نيازخويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش.
ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.
2-يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد.
در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد.